دوشنبه , ۱۵ آذر ۱۳۹۵
چرا مترجمین اشراق؟

 

سایت شبکه مترجمین اشراق علاوه بر ساختار ساده ثبت سفارش شما را قادر به ثبت سفارشات با هر وسع مالی در سه سطح برنزی، نقره ای و طلایی به صورت آنلاین می کند بلکه به شما این امکان را می دهد تا در در جریان کلیه جزییات مراحل انجام سفارش قرار بگیرید و در صورت نیاز بصورت مستقیم با مترجم از طریق ارسال تیکت در تماس باشید از مزایای دیگر شبکه مترجمین اشراق گارانتی کیفی 72 ساعته است که حاکی از دقت عمل مترجمین و مشتری مداری می باشد.

 


سفارش ترجمه
آمار سایت
  • تعداد کاربران : 13389
  • تعداد مترجم ها : 1041
  • کلمات ثبت شده : 112583401
  • کلمات ثبت شده ماه گذشته : 137426
  • تعداد پروژه ها : 28615
صنعت ترجمه؛ از شعار تا واقعيت
واژه پرطمطراق «صنعت ترجمه» بسياري را در ايران به تعجب مي اندازد. بسياري با خود مي انديشند که فعاليت ترجمه به عنوان يک شغل، هنوز جايگاه خود را در کشور پيدا نکرده است. حال چگونه مي توان از مفهومي گسترده با نام صنعت ترجمه صحبت کرد.


واژه پرطمطراق «صنعت ترجمه» بسياري را در ايران به تعجب مي اندازد. بسياري با خود مي انديشند که فعاليت ترجمه به عنوان يک شغل، هنوز جايگاه خود را در کشور پيدا نکرده است. حال چگونه مي توان از مفهومي گسترده با نام صنعت ترجمه صحبت کرد. روز جهاني ترجمه (30 سپتامبر/هشتم مهر) فرصتي دوباره است تا به آسيب شناسي اين صنعت نوپا بپردازيم. به همين منظور نگارنده مقاله حاضر قصد دارد در اينجا به چرايي و چگونگي شکل گيري، تثبيت و گسترش پديده صنعت ترجمه بپردازد.
آيا ترجمه يک صنعت است؟
در اينجا اين سؤال کليدي مطرح مي شود که آيا ترجمه مشخصه ها و الزامات يک صنعت را داراست؟ براي پاسخ به اين سؤال مي بايست به تبيين مولفه هاي اصلي يک صنعت بپردازيم. در بررسي هر صنعت با عناصر اساسي و کليدي ذيل برخورد مي کنيم:
1. دانش نظري
2. فعاليت اجرايي
3. مشتري
با نگاهي به فرآيند ترجمه در دنيا، درمي يابيم که تلاش هاي گسترده اي در زمينه توسعه دانش نظري ترجمه صورت گرفته و در حال حاضر رشته هاي مرتبط با مطالعات ترجمه در مقاطع مختلف در دانشگاه هاي متعددي داير شده است. نظريه پردازان متعددي همچنان به ارائه و تبيين نظريه هاي ترجمه در حوزه هاي مرتبط از جمله زبان شناسي کاربردي، جامعه شناسي، روانشناسي و آموزش ترجمه مي پردازند. حتي در ايران نيز رشته مطالعات ترجمه چند سالي است که در مقطع کارشناسي ارشد به خوبي جايگاه خود را يافته است. در سال 1390 نيز براي نخستين بار اين رشته در مقطع دکترا به دانشگاه هاي کشور راه يافت. دانشگاه به عنوان رکن اساسي انتقال دانش و تربيت افرادي توانمند در حوزه دانش و اجرا در رشته ترجمه محسوب مي شود. لذا با توجه به مطالب مورد اشاره، علم و دانش نظري ترجمه جايگاه خود را در دنيا و حتي ايران يافته است.
فعاليت اجرايي عنصر ديگري است که مي تواند در شکل گيري يک صنعت موثر باشد. بسياري معتقدند که «ترجمه ترجمه است». با فرض صحيح بودن اين جمله (که به اعتقاد نگارنده درصد درستي آن از نادرستي آن بيشتر است)، ترجمه مي تواند و مي بايست يک شغل و حرفه باشد، ترجمه به عنوان يک شغل در دو قالب عمده رخ مي نمايد: 1) مترجمان انفرادي 2) نهادهاي ترجمه.
با توجه به ماهيت ترجمه و ويژگي هاي خاص آن، بسياري از مترجمان خواسته يا ناخواسته به سمت کار انفرادي گرايش مي يابند. اين امر مزايا و معايت خاص خود را دارد که اين مقاله مجال مناسبي براي بيان آنها نيست.
قالب ديگر براي فعاليت در حوزه ترجمه، نهادهاي ترجمه هستند که گسترش فراواني در سطح دنيا پيدا کرده اند. جستاري در اينترنت شما را به موسسات، آژانس ها، انجمن ها و مراکزي مي رساند که در سطح محلي و بين المللي مشغول فعاليت در جنبه هاي مختلف ترجمه هستند. گسترش روزافزون اين نهادها حتي منجر به شکل گيري و تاسيس نهادهاي بين المللي از قبيل فدراسيون جهاني ترجمه شده است. البته اين امر در ايران بسيار ناکام و ناموفق بوده است. تا سالها، دارالترجمه ها تنها نهاد ترجمه در ايران بودند که اين امر مشکلاتي را در رابطه با انحصار و عدم رضايت مشتريان بوجود آورد. البته شکي نيست که براساس قوانين و مقررات موجود، دارالترجمه ها تنها نهادي هستند که مجوز و امکان انجام ترجمه رسمي را در اختيار دارند، اما متاسفانه در حوزه ترجمه غيررسمي خلا بزرگي مشاهده مي شود که ظهور و پيدايش نهادهاي ترجمه اي غير از دارالترجمه ها مي تواند به رفع اين معضل کمک کند.
ضلع سوم اين مثلث مصرف کننده است. مصرف کننده در هر صنعتي از ارکان اساسي به حساب مي آيد که عدم وجود آن صنعت را ابتر و بي فايده مي سازد. ترجمه نيز مصرف کنندگان خاص خود را دارد. مصرف کنندگاني که نوع و سطح انتظارات متفاوتي از مترجم و نهادهاي ترجمه دارند. همبستگي و پيوستگي دو حوزه ترجمه و نشر، نشر را به يکي از پايدارترين و هميشگي ترين مصرف کنندگان ترجمه مبدل ساخته است. روابط بين کشورها و لزوم برقراري ارتباط بين سازمان ها و نهادهاي مختلف با همتايان خارجي ايشان نيز يکي ديگر از زمينه هاي ارائه خدمات ترجمه و بهره مندي از آن را فراهم کرده است. ترجمه متون، انواع ترجمه هاي شفاهي، ترجمه وب سايت و نرم افزار، ترجمه رسمي، آوانويسي و ترجمه از جمله خدماتي هستند که توسط مترجمان و نهادهاي ترجمه ارائه مي شوند.
با مروري گذرا بر مطالب فوق، درمي يابيم که ترجمه پتانسيل بالايي براي صنعتي بودن و يا شدن دارد. بنابراين با قدرت مي توان گفت که «ترجمه يک صنعت است». اما سؤال اينجاست که چرا اين مفهوم در کشور ما ايران مهجور مانده و فاقد جايگاه لازم مي باشد.
براي بررسي علل و عوامل عدم ايجاد، تثبيت و رشد اين صنعت، در کشور، هر سه عنصر اصلي مورد اشاره فوق را به چالش کشيده و کمبودها و راه حل هاي احتمالي را تببين مي کنيم.
1- حوزه دانشگاه و تربيت مترجم
دانشگاه، مرکزي است براي تربيت افرادي با دانش و توانمند در حوزه هاي مختلف، افرادي که بتوانند بعد از صرف چند سال از عمر گرانبهاي خود، وارد بازار کار حرفه اي رشته مربوطه شده و در جنبه هاي مختلف آن بازار به فعاليت بپردازند. ترجمه نيز رشته اي است که سال ها قبل در مقطع کارشناسي وارد دانشگاه هاي ايران شده است. مقطع کارشناسي ارشد اين رشته نيز با کمي تغييرات مفهومي با گرايش به سمت مطالعات ترجمه در دانشگاه ها داير شده است. آزمون دکتري تخصصي مطالعات ترجمه نيز به هر شکل در سال 1390 با وجود اما و اگرهاي فراوان برگزار گرديد.
آيا دانشگاه مترجم حرفه اي تربيت مي کند؟
حال بايد ديد که آيا محصول اين کارخانه توليد و تربيت خانه مترجم، شرايط مطلوب را دارد و يا به عبارت بهتر آيا کارکرد و عملکرد دانشگاه نيازها و مطالبات بازار ترجمه را برآورده مي سازد.
بهترين راه براي پاسخ دادن به اين سؤال بررسي مترجمين فعال در بازار ترجمه از نظر سطح دانش آکادميک است. يعني اين که بايد ديد آيا مترجمين فعال و توانمندي که در حال حاضر چرخ اجرا در حوزه ترجمه را مي چرخانند، محصول تعليمات و تربيت دانشگاهي هستند و در صورت مثبت بودن پاسخ، در چه سطحي از اين دانش قرار دارند.
نگاهي اجمالي به نام هاي درخشان عرصه ترجمه در حوزه هاي مختلف که آثار ترجمه متعددي از ايشان در بازار نشر به چشم مي خورد، ما را به اين سمت سوق مي دهد که بسياري از اين افراد هيچ گونه تحصيلات آکادميک در حوزه ترجمه نداشته اند. بلکه به صرف ممارست و تلاش فراوان موفق به کسب تجربه در اين زمينه شده و آثار متعددي را از خود بر جاي گذاشته اند. نگارنده در اين بخش نيازي به ذکر نام نمي بيند، اما جستاري ساده در زندگينامه مترجمان بزرگ کشور مويد مطالب مورد اشاره مي باشد. شايد بتوان گفت که اين امر در ترجمه ادبي نمود بيشتري دارد. اما در ترجمه تخصصي به رشته هاي ديگر، اين مساله به گونه اي ديگر خودنمايي مي کند. در اين عرصه، ورود مترجمان به شدت محدود شده است و بازار در اختيار افرادي است که در رشته تخصصي موردنظر تحصيلات دانشگاهي داشته و درک مناسبي از زبان اثر مبدا دارند، يعني کارشناسان رشته آشنا به زبان. با توجه به اين موضوع اين مقاله، از پرداختن به مزايا و معايب اين امر مي گذريم. با توجه به مطالب فوق الاشاره، به اين نتيجه مي رسيم که محصولات اين کارخانه خيلي مورد استفاده بازار قرار نمي گيرند. يعني فارغ التحصيلان مقاطع مختلف ترجمه، جذب بازار کار حرفه اي ترجمه نمي شوند که اين خود مجالي را براي حضور غيرمترجمان در اين عرصه فراهم مي کند.
چرا دانشگاه در تربيت مترجم حرفه اي ناتوان است؟
همان طور که گفتيم، شواهد حاکي از اين است که محصول تربيتي دانشگاه در رشته ترجمه کيفيت لازم جهت به دست گرفتن بازار کار ترجمه را ندارد و به همين دليل ميدان براي غيرمترجمان خالي مي شود. اما واقعا اين معضل چه علتي دارد؟ پاسخ به اين سؤال کمي پيچيده است. پيچيده از اين جهت که بايد از ابعاد مختلف به آن نگريست. در اينجا به بيان برخي از اين جنبه ها مي پردازيم.
1. عدم اعتقاد قلبي و عملي به لزوم تلفيق دانش و ترجمه در ترجمه
شايد بيان اين مساله خيلي خوشايند نباشد، اما واقعيت دارد. متاسفانه برنامه ريزي ها و افق گذاري ها در رابطه با رشته مترجمي در زبان هاي مختلف و در مقاطع بالاتر، مطالعات ترجمه، و همچنين نتايج حاصل از اين برنامه ريزي ها نشان مي دهد که سياست گذاران و برنامه ريزان تصميم جدي براي پيوند زدن آموزه هاي علمي با اصول حرفه اي گري در رشته ترجمه ندارند. اين امر منجر به عدم توجه کافي به ترجمه و مترجم و ناديده گرفتن نيازهاي آن شده و در نتيجه در پايان دوره فارغ التحصيلاني را خواهيم داشت که حتي نمي دانند چطور مي توان يک رزومه کامل تهيه کرد.
2. عدم رويکرد عميق و واقعي به ترجمه تخصصي در مقطع کارشناسي
اين معضل در مقطع کارشناسي مترجمي در زبان هاي مختلف مشهود است. براي مثال در رشته مترجمي زبان انگليسي واحدهايي از قبيل ترجمه متون ادبي، ترجمه متون حقوقي، ترجمه متون مطبوعاتي ارائه مي شوند که ظاهرا مي بايست خروجي آنها مترجماني تخصصي در يکي از اين حوزه ها باشد. آيا در حقيقت نيز همين گونه است؟ بررسي مترجمان فعال در اين حوزه هاي تخصصي نشان مي دهد که اين واحدهاي درسي در تربيت مترجماني تخصصي چندان موفق نبوده اند. عدم باور به لزوم ورود مترجمان به حوزه هاي تخصصي و در نتيجه تربيت مترجماني در اين راستا يکي از عوامل قابل اشاره در اين رابطه مي باشد. به عبارت ديگر بايد بامر داشت که قرار است محصول اين دوره آموزشي، يک مترجم حرفه اي باشد. زيرا در غير اين صورت تنها وقتي تلف، مدرکي صادر و توقعي ايجاد مي شود که در مقابل آن ظرفيتي براي پاسخگويي وجود ندارد. اتفاقي که متاسفانه جامعه ترجمه ما را به شدت درگير خود کرده است.
3. عدم بهره گيري از اساتيد خبره در حوزه تخصصي مربوط براي تدريس
يکي ديگر از نواقص سيستم آموزشي در رشته ترجمه، کمبود اساتيدي است که مطالعات و تجربياتي قابل قبول و معتبر در آن حوزه تخصصي دارند. متاسفانه بسياري از اساتيد فعال در حوزه ترجمه، تجربه اجرايي چنداني در زمينه ترجمه نداشته و در نتيجه داشته هاي اندکي جهت انتقال به دانشجو دارند. ضمن اين که عدم آگاهي ايشان از بازار موجود در حوزه مربوطه و اطلاعات مرتبط با آن موجب مي گردد که دانشجو نتواند افقي روشن از ترجمه در آن حوزه تخصصي براي خود ترسيم نمايد. حال اگر اساتيدي براي تدريس اين واحدها انتخاب شوند که حداقل سوابق علمي يا عملي در رابطه با آن در کارنامه خود دارند، علاوه بر انتقال تجربيات و دانش، دانشجو خواهد توانست آينده اي روشن تر و ملموس تر از کارکرد و نحوه استفاده از آنچه مي آموزد در ذهن خود ترسيم نمايد.
4. عدم وجود فيلتري مناسب براي پايان دوره آموزش
در مقطع کارشناسي، دانشجو بعد از گذراندن حدود 140 واحد موفق به اخذ مدرک کارشناسي رشته مترجمي زبان مي شود، واحدهايي که حدود نيمي از آنها را واحدهاي درسي عمومي زبان تشکيل مي دهد. در لزوم وجود واحدهاي عمومي ترديدي وجود ندارد. اما موضوع اينجاست که آيا برقراري واحدهاي تخصصي ترجمه در هر ترم و در نهايت برگزاري يک آزمون مؤيد اين است که دانشجو شاخص هاي لازم جهت مترجم بودن را دارد؟ تجربه و نتايج نشان مي دهد که پاسخ اين سؤال کاملا منفي است. زيرا در صورت صحت اين مطلب، تمام فارغ التحصيلان رشته ترجمه که در رتبه هاي بالاي ورودي خود قرار مي گيرند، مي بايست مترجماني موفق، و تمامي افرادي که در رتبه هاي پايين قرار مي گيرند، ترجمه گريز يا ناموفق باشند. اما در واقعيت اين طور نيست. بسياري از فارغ التحصيلان برتر رشته مترجمي پس از پايان دوره يا به مشاغل ديگر روي مي آورند و يا براي ادامه تحصيل به سراغ رشته هاي ديگر مي روند. اين امر نشان مي دهد که لزوما موفقيت در گذراندن امتحانات پايان ترم شاخصي مناسب براي تعيين کيفيت دانشجو، آن هم در رشته اي تجربي- علمي مثل تجربه نيست. نگارنده اين مطلب در ادامه راهکارهايي را براي حل اين معضل بيان خواهد کرد.
مجموع اين عوامل موجب شده است که شکاف بزرگي بين دانشگاه و بازار کار براي فارغ التحصيلان رشته مترجمي بوجود آيد که نتيجه آن ورود افرادي است که تحصيلات خود را در رشته اي ديگر به پايان رسانده و حال فضا را براي حضور در اين عرصه با اندکي تلاش مهيا مي بينند.
2) نهادهاي ترجمه
اولين پرسشي که با مشاهده عبارت نهاد ترجمه به ذهن خطور مي کند اين است که نهاد ترجمه چيست و چه مشخصاتي دارد؟ شکل گيري دارالترجمه ها به سال ها پيش برمي گردد. نياز به ترجمه اسناد و مدارک تحصيلي، تجاري و هويتي جهت ارائه به مراجعي در خارج از کشور همواره وجود داشته است. اين امر ايجاب مي کرده است که مراجعي ذي صلاح براي ترجمه و البته تاييد رسمي آن مدارک و اسناد تشکيل شود. در حال حاضر قوه قضاييه و دادگستري مرجع صلاحيت دار جهت تاييد ترجمه هاي ارائه شده ا زسوي دارالترجمه ها هستند. اين ارگان ها به منظور تحقق اين هدف، اقدام به برگزاري آزمون سراسري و گزينش مترجمان برتر مي کنند تا ايشان به عنوان مترجم رسمي اين امر خطير را بر عهده بگيرند. اما نياز مصرف کنندگان و متقاضيان ترجمه لزوما ترجمه رسمي نيست. ناشران، مراکز تحقيقاتي، افراد دانشگاهي و غيره بخش قابل توجهي از متقاضيان ترجمه را تشکيل مي دهند که به ترجمه هاي غيررسمي نياز دارند در نتيجه اين افراد نيز براي برآورده ساختن نياز خود به دارالترجمه ها مراجعه کنند. يک تحقيق ميداني به عمل آمده از 100 مشتري ترجمه غيررسمي که به دارالترجمه ها مراجعه کرده بودفند، نشان از عدم رضايت ايشان از ترجمه و در عين حال ناگزيري از ارائه کار به اين نهاد دارد. علل متعددي را مي توان براي اين واقعيت آشکار برشمرد که به برخي از آنها اشاره خواهيم کرد:
1. مديريت غيرمترجمان بر نهادهاي ترجمه
متاسفانه مشاهده مي شود که بسياري از افرادي که فعاليت در حوزه ترجمه و تاسيس دارالترجمه را سودآور مي بينند، با مذاکره با يک مترجم رسمي اقدام به اجاره مجوز ايشان و فعاليت در اين حوزه مي نمايند. ماحصل و نتيجه اين امر اين است که ترجمه به يک کسب و کار صرف و البته غيرعلمي و تخصصي براي آن نهاد تبديل مي شود و دغدغه اي براي اعتلاي ترجمه وجود ندارد.
2. به کارگيري مترجمان متوسط و کم کيفيت با تمرکز بر سود
عدم وجود نظام گزينش و جذب مترجم و همچنين عدم تدوين و به کارگيري نظام رسته بندي مترجمان موجب شده است تا افرادي غيرمتخصص و صرفا مدعي اين امکان را بدست آورد که گام به ميدان ترجمه بگذارد، اين امر به خودي خود دو معضل بزرگ را به دنبال خواهد داشت. اول اينکه تحصيل کرده هاي رشته هاي مترجمي پشت خط اين افراد مي مانند و دوم اين که ديدگاه متقاضيان ترجمه و مشتريان نسبت به دارالترجمه را منفي مي سازد.
3. عدم نظارت کافي بر نحوه عملکرد دارالترجمه ها
دادگستري به عنوان نهادي که مي بايست ترجمه هاي انجام شده توسط مترجمان رسمي را مورد تاييد قرار دهد، تنها بر خروجي نيازمند تاييديه اين نهادها نظارت دارد، اما متاسفانه مديريت غير مترجم ها، وجود مترجم هاي دست چندم و ساير مشکلات و معضلات از زير ذره بين تيز بين اين نهاد محترم دور مي ماند.
4. عدم حمايت از نهادهاي خصوصي ترجمه
نهادهاي خصوصي ترجمه که به فعاليت در اين صنعت مي پردازند، به شدت نيازمند پشتيباني و حمايت مسئولان هستند. امري که عدم تحقق آن به شکست اين نهادها منجر مي شود و مانع ايجاد فضاي رقابتي در اين صنعت مي گردد. در حال حاضر انجمن ها، سازمان ها، وب سايت ها و موسساتي وجود دارند که رسما و با اخذ مجوز از مراجع ذيصلاح اقدام به راه اندازي اين نهادها کرده اند. اما بدون حمايت و پشتيباني لازم امکان گسترش و حتي حفظ موقعيت خود را نخواهند داشت. در بخش راهکارها به برخي از راه حل هاي ممکن براي برون رفت از اين وضعيت دشوار اشاره خواهد شد.
5. عدم ارتباط موثر و مفيد با نهادهاي بين المللي در حوزه ترجمه
متاسفانه بسياري از نهادهاي فعال در صنعت ترجمه ايران، ارتباط قابل توجهي با نهادهاي بين المللي و خارجي ندارند و اين امر موجب شده است تا از ابعاد مختلف در اين رقابت جهاني عقب بمانند. به علاوه نيازهاي روزافزون مشتريان ترجمه در سطح کشور و جهان اين تلاش را مي طلبد تا نهادهاي ايراني با برقراري ارتباط موثر با نهادهاي خارجي که بسياري از آنها علاقمند به اين رابطه هستند، علاوه بر دريافت دانش و تجربه آنها، به انتقال دانش و تجربه خود به ايشان بپردازند.
3) مشتري؛ محور صنعت يا قرباني نياز
اين روزها عبارت مشتري مداري و مشتري محوري، عبارتي جذاب و پرکاربرد است که در صنايع مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد. اما با نگاهي به صنعت ترجمه در مي يابيم که اين مفهوم در اين صنعت چندان جايگاهي و احترامي ندارد. شايد نگاه پيش صنعتي به ترجمه موجب اين امر است. اما حال که لزوم پذيرش صنعت ترجمه و تثبيت و گسترش آن را دريافته ايم بايد بيش از پيش به اين امر توجه نماييم. اصل مهم در حل مشکلات، اين است که وجود مشکل را بپذيريم. در اين صورت مي توانيم با نگاهي معالجه گر جهت درمان مشکلات موجود اقدام نماييم. گفت وگويي کوتاه با متقاضيان ترجمه در تمامي سطوح آشکار مي سازد که اين مراجعه کنندگان از بخش عمده اي از خدمات دريافتي خود از نهادهاي ترجمه رضايت ندارند. اين عدم رضايت ابعاد مختلفي دارد که کيفيت نامطلوب، قيمت گذاري فاقد استاندارد و عدم ايفاي تعهدات در رابطه با زمانبندي از جمله اين موارد هستند. اين قبيل مشکلات که دامنه وسيعي دارد، موجب مي شود که نياز متقاضي به ترجمه موجب قرباني شدن و اتلاف زمان و پول وي و مهمتر از همه بي اعتمادي وي به نهادهاي ترجمه شود.
حال که برخي از مشکلات و موانع پيش روي صنعت ترجمه را برشمرديم، بايد ديد آيا اين اشکالات وارد شده راه حلي نيز دارد يا خير. براي اين منظور نگارنده به همان ترتيب بيان مشکل، به تبيين گوشه اي از راه حل هاي موجود مي پردازد. اميد است که ساير فعالان اين عرصه با بسط و گسترش اين مطلب به بيان راه حل هاي عملي بيشتري پرداخته و در نهايت اعتلاي صنعت نوپاي ترجمه را موجب شوند.
1. پذيرش عمومي واقعيتي به نام صنعت ترجمه و تثبيت آن موجب خواهد شد تا مسئولان و مجريان اين صنعت خواسته يا ناخواسته مجبور به تغيير ديدگاه موجود در قبال ترجمه شوند. ضمن اين که دانشگاه و دانشگاهيان خواهند پذيرفت که پايه گذار اجزاي مختلف دانش نظري اين صنعت به حساب آمده و مي بايست با تغيير چارچوب و محتوا خود را براي رشد صنعت آماده کنند. در صورتي که رويکرد «آموزش با نگاهي به صنعت» محوريت خود را در رشته هاي ترجمه اي در دانشگاه ها پيدا کنند، آنگاه تغييرات اساسي در مقاطع مختلف آموزشي علي الخصوص در مقطع کارشناسي ترجمه با رويکردي عملي تر ايجاد خواهد شد. پيشنهاد مي شود که واحدهاي درسي رشته هاي مترجمي در مقطع کارشناسي با نگاهي عملي تر نسبت به بازار کار ارائه شود. البته در حال حاضر دروس تخصصي از قبيل ترجمه متون حقوقي، ادبي، مطبوعاتي، سياسي و ترجمه شفاهي در مقطع ليسانس وجود دارد، اما نگاهي به خروجي هاي اين دوره ها نشان مي دهد که اين واحدها چندان موفق نبوده اند. قطعا روزآمد شدن منابع آموزشي، فعاليت محور کردن سيستم آموزشي و به کارگيري اساتيدي که حداقل چند اثر منتشر شده در حوزه مربوطه دارند مي تواند راهگشاي اين معضل در تربيت مترجم باشد.
به علاوه، لزوم برگزاري کارگاه هاي آموزشي تخصصي در دوره کارشناسي و مهم تر از همه لزوم گذراندن دوره کارآموزي جهت صدور مدرک کارشناسي از ديگر اقداماتي است که تحقق آنها مي تواند به پيشبرد هدف آموزش با نگاهي به صنعت کمک نمايد.
2. حل معضلات پيش روي نهادهاي ترجمه که در بالا به گوشه اي از آنها اشاره شد نيز مستلزم يک عزم عمومي در سطوح مختلف است. مسلما عدم وجود يک نهاد مرجع در اين حوزه مانند اتحاديه مترجمان يا انجمن صنفي کارآمد موجب شده است تا حمايت و پشتيباني لازم از نهادهاي نوپاي ترجمه صورت نگيرد و ايشان با مشکلات مالي و کاري متعددي مواجه باشند. دستگاه هاي دولتي وجود دارند که خود را متولي امر ترجمه در ايران مي دانند، اما عدم جامعيت و محوريت آنها و همچنين عدم تلاش ايشان براي ايجاد همگرايي بين نهادها سبب شده است تا مقبوليت چنداني بين ترجمه اي ها نداشته باشند. قطعا ايجاد نهادهاي نظارتي براي بررسي و کنترل عملکرد نهادهاي ترجمه مي تواند به رشد کيفي اين صنعت و در نتيجه ارتقاي ديدگاه مشتريان به اين صنعت و حرفه پيچيده و دشوار کمک نمايد. انجام اقدامات عملي براي استانداردسازي فعاليت ها، نرخ ها و ساير موارد مربوط يک ضرورت در اين رابطه به حساب مي آيد. تثبيت و ارتقاي کيفيت ابعاد مختلف صنعت ترجمه در ايران تاثيري مستقيم بر امکان و نحوه برقراري ارتباط نهادهاي داخلي با نهادها و آژانس هاي ترجمه خارجي در زمينه هاي آموزشي، اجرايي و تبليغاتي دارد.
3. هر چند رضايت مندي مشتريان و مشتري مداري تاثيري قابل توجه بر روي جذب مشتريان به سمت بازار ترجمه و نهادهاي ذيربط دارد، اما مشتريان نيز نيازمند آشنايي با اجزاي صنعت ترجمه و دشواري هاي اين کار هستند. موضوعي که غفلت از آن موجب بالا رفتن بي مورد سطح توقعات و در نتيجه عدم رضايت مندي ايشان مي گردد.
در پايان خاطرنشان مي سازد که نگارنده در حد دانش خود به مشکلات و راه حل ها اشاره کرد و قطعا امکان بسط و توسعه اين مطلب توسط ساير فعالان اين عرصه وجود دارد. به هر ترتيب، امروز ترجمه در ايران نيازمند نگاهي کلان و راهبردي است تا بتواند از اين انفعال خارج شده با تمام توان به سمت صنعتي شدن پيش رود.

 

مقالات مرتبط:

توصیه هایی مختصر و مفید برای مترجمان

فرازبان در خدمت ترجمه