دوشنبه , ۱۵ آذر ۱۳۹۵
چرا مترجمین اشراق؟

 

سایت شبکه مترجمین اشراق علاوه بر ساختار ساده ثبت سفارش شما را قادر به ثبت سفارشات با هر وسع مالی در سه سطح برنزی، نقره ای و طلایی به صورت آنلاین می کند بلکه به شما این امکان را می دهد تا در در جریان کلیه جزییات مراحل انجام سفارش قرار بگیرید و در صورت نیاز بصورت مستقیم با مترجم از طریق ارسال تیکت در تماس باشید از مزایای دیگر شبکه مترجمین اشراق گارانتی کیفی 72 ساعته است که حاکی از دقت عمل مترجمین و مشتری مداری می باشد.

 


سفارش ترجمه
آمار سایت
  • تعداد کاربران : 13389
  • تعداد مترجم ها : 1041
  • کلمات ثبت شده : 112583401
  • کلمات ثبت شده ماه گذشته : 137426
  • تعداد پروژه ها : 28615
اصطلاحات بسیار پرکاربرد و idiom در زبان انگلیسی سری دوم

 

he is the man behind the curtain. او ادم اب زیر کاهی است .

in the middle of nowhere, در ناکجا اباد

she was delirious. او پرت و پلا میگفت

i could eat a horse.خیلی گرسنه هستم

no offence. گله ای ندارم

thanks for the input. از ان توصیه متشکرم

dont bargain.چانه بی چانه

she is a rubber neck . او خیلی فضول است.

off the cuffفی البداهه در استین داشتن

do it or else .هر چی دیدی از چشم خودت دیدی!

i have my doubts. چشمم آب نمیخورد.

i dont feel like it . حالش را ندارم

eleventh hour.دقیقه نود. آخرین لحظه

a pack of lies .یک مشت دروغ

dont show off پز نده

faır and square بیشیله پیله

leave ıt to me خیالتان راحت باشد. ان را به عهده من بگذارید .

you can keep ıt  مال خودتان -پیش خودتان باشد .

she burst ınto tears  بغضش ترکید .

ı dont care . به من چه - من که اهمیت نمیدهم

good appetıte . نوش جان

ıt made my blood run cold . مرا زهره ترک کرد .

ı dont fancy ıt. باب طبعم نیست

am ı dısturbıng you؟ ایا مزاحمتان هستم

ı dont belıve my eyes. باورم نمیشود.

set a foot wrong . دست از پا خطا کردن

quick tempered. آدم جوشی- آدم عصبی

out af date  . از مد افتاده-منسوخ

look the other way .خود را به کوچه علی چ زدن

he is very stubborn.او ادم سمجی است

jumble- sale.حراجی خرت و پرت

in other hand. به عبارت دیگر -  از طرف دیگر

hot air .باد هوا حرف مفت

go through fire and water .به اب و اتش زدن

from cover to cover. از اول تا اخر

it is a deal.قبول است

come rain or shine.حتی اگر از اسمان سنگ ببارد

answer back.زبان درازی کردن

black art .جادو جنبل کردن

give her a big hand .به افتخارش دست محکمی بزنید

be fair.منصف باش- جر نزن

i stand well with her .میانه من با او خوب است.

he is a well wisher.او ادم خیرخواهی است.

good luck to you.خدا به همراهتان

it s just as much my business as yours .همان قدر که به تو ارتباط دارد به من هم دارد.

he is a good neighborman.او ادم مهربانی است.

trying every situation may bring a solution.از این ستون به ان ستون فرج است.

give it another try.یک دفعه دیگر هم تلاشت را بکن.

give to him hot.پدر کسی را در اوردن

behave yourself.مودب باش

why do you make such a big deal out of this?چرا موضوع را اینقدر بزرگش میکنی؟

he woke up on the wrong side of the bed today.او امروز سرحال نیست.

they take it for granted.انها خیلی متوقع شده اند. ( از کار انجام شده قدر دانی نمیکنند.)

he was found guilty of the charge.او گناهکار شناخته شد.

be alert:حواست جمع باشد

dont speak ill of him :از او بدگویی نکن

he did it to save his face:برای حفظ آبرویش این کار راکرد

she told him the (bitter) truth.اب پاکی را روی دستش ریخت

dont show your teeth.تهدید نکن

stop being so nosy.این قدر فضولی (دخالت )نکن

this might get you in to trouble .:این ممکن است باعث دردسرت بشود.

thats my last offer.take it or leave it .این آخرین پیشنهاد من است .میخواهی بخواه .میخواهی نخواه.

dont show off.خودنمایی نکن

it s driving me mad!دارد مرا دیوانه میکند!

too much for an effort.دنبال یک لقمه نان میدویم.

i was starved.من خیلی گرسنه بودم

spring it! زود باش بگو !

spit it out. اصل مطلب را بگو

you better hush .تو بهتر است ساکت باشی

you are overreacting.بیجهت خودتان را ناراحت میکنید

hear me out first.اول گوش کن ببین چه میگویم

dont fall for him.گول حرفهایش را نخور

cross as two sticks.مثل برج زهرمار

away with me بزن به چاک -برو پی کارت

zip up your lip.هیچی نگو-زیپ دهانت را بکش

whats up?چه خبر؟

watch your tongue.مواظب حرف زدنت باش

i got a back.جا خوردم

he is a narrow minded guy.او ادم کوته فکری است.

he is a real bonehead.او خیلی احمق است- او کله پوک است.

he is a concited guy.او ادم خودخواهی است.

he is a convict.او سابقه دار (مجرم )است