آدرس ایمیل *
آدرس ایمیل *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار
آیا رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
  • شبکه مترجمین اشراق
  • صفحه اصلی شبکه مترجمین اشراق

چگونه یک مترجم ماهر شویم

در دنیائی که دیگر هیچ مرزی برای آن متصور نیست نمی­توان به زبان مادری اکتفا کرد. هر زبانی آبستن دنیائی متفاوت است و در این میان همه دنیاها در تلاش هستند که با اتخاذ رویکردی باز و دیدی روشن، در دنیائی واحد با همدیگر اشتراک ورزند. قدر مشترک این تلاشها ترجمه است. در هر فرهنگی افرادی تربیت میشوند که وظیفه­شان گسترده تر ساختن مرزهای زبان و فرهنگ بومی از مسیر برگرداندن مآثر فرهنگی دیگر زبان هاست. تقریباً در تمام کشورها این تلاش صورت میگیرد و بدون ترجمه تلاش های فرهنگی یک ملت نیز به نظر ابتر میماند. چرا که فرهنگ در ذات خویش جهان شمول است و هر فرهنگی اگر خواهان باقی ماندن در عرصه هستی است باید حاوی این جهانشمولی باشد. مقصود از جهانشمولی در اینجا داشتن مخاطبی فراتر از مرزهای جغرافیائی خاص یک ملت است. اما چه کسی میتواند این وظیفه خطیر را به انجام برساند. بلاشک هرکس توان انجام چنین کار بزرگی را ندارد چون نخستین شرط انجام این کار داشتن دانش است. دانشی وسیع و گسترده و همه جانبه هم از شرایط فرهنگی و داشته های تمدنی خویش و هم از شرایط مخاطبین جهانی. دیگر زمان آن گذشته است که با چند جلد کتاب در گوشه عزلت به کار ترجمه مشغول شد و به تحولات فرهنگی و تمدنی­ای که در دور و برمان می­گذرد بی توجه باشیم. مسأله این است که ما باید تصور مکانیکی از فن ترجمه را کنار بگذاریم و رویکردی فرهنگی و تمدنی به این مسأله داشته باشیم. پس باید حساسیت کار خطیر ترجمه را درک کنیم و در پیِ تربیت نیروهائی زبده برای این کار مهم باشیم. کسی که در کسوت مترجم در جامعه ظاهر میشود نماینده تمدن و فرهنگ یک ملت خواهد بود. دانش زبانی در اینجا تمام وجوه زبان را شامل میشود. به بیان دیگر، مترجم زبان را نه در قالب دستور و املاء بلکه به عنوان گنجینه ای از تجربه ها و رخدادهای تلخ و شیرین که حاوی معانی بلندی هستند باید درنگرد. به این ترتیب، هم در ترجمه مستقیم و هم در ترجمه غیرمستقیم یعنی هم در ترجمه از زبان مبدء به زبان مقصد و هم در ترجمه از زبان مقصد به مبدء هدف باید فهمی متلائم و معنادار در بستر اوضاع و شرایط فرهنگی جهان معاصر و نیز بر زمینه داشته های فرهنگی مترجم باشد. به بیان دیگر، نمیشود با ذهن خالی به کار ترجمه روی آورد. البته آن روی سکه را هم نباید فراموش بکنیم: داشتن ذهنیت به معنای تأکید بی اساس بر پیش فرض ها و اغراض نامعقول نیست. ما باید داشته های خودمان را در ترازوی عقل سلیم بسنجیم و بعد از آن دانش مان را برای بیان به روز و مدرن این داشته ها و طراحی زبانی منسجم برای عرضه داشت آن ها به کار بندیم. وقتی ترجمه ای صورت میگیرد این ترجمه باید مبتنی بر آرمان های پیشرفت و بهتر کردن شرایط زیستی انسان ها بر اساس داشته های فرهنگی­شان باشد. پس مترجم باید متنی درست برای ترجمه انتخاب کند. هر متنی قابل ترجمه و عرضه در هر زبانی نیست. ما به ناگزیز گزینشی رفتار میکنیم و دلیل این گزینش مان تلاش برای حفظ هویت فرهنگی مان است. در عین حال داشته های تمدنی و فرهنگی مان باید به صورتی پویا به زبان های روز دنیا ترجمه شود و این ترجمه باب گفتگوی میان فرهنگی را نیز مهیا میسازد. این خود کاری خطیرتر است. کسانی که ترجمه معکوس انجام میدهند نمی توانند صرفاً به برگرداندن واژه ها از یک زبان به زبان دیگر قناعت کنند. باید در اینجا یک فهم فرهنگی از دنیائی دیگر صورت گرفته باشد و مترجم تلاش دارد تا به امتزاج افق ها که پایه ی فهم است دست یابد. پس ترجمه با تأویل پیوند می خورد و مترجم در کسوت تأویل گر ظاهر می­شود. ما برای آن که از منظر فرهنگی خودمان به جهان مدرن نگاه کرده و پرسپکتیوی بدیل برای جهانیان عرضه کنیم نیازمند دانشی مضاعفیم. نمی شود بی توشه رهرو این راه شد و این خود مستلزم آن است که نخبه سالاری را در این عرصه اساس کار خود قرار دهیم. گروه های زبان های خارجه نقشی بی بدیل در این زمینه ایفا میکنند. ما باید به مترجمین دانش فرهنگی مان را نیز انتقال دهیم و از آنها بخواهیم که این دانش را در کارهایشان به کار بندند. 

نظرات کاربران
نظر شما در مورد این مقاله چیست؟